ابراهيم عاملي ( موثق )

347

تفسير عاملي ( فارسي )

بود و چون صبح شد حركت فرمود و در كوه قزح » توقّف فرمود و فضل بن عباس را پشت سر خود سوار كرد و فرمود : اينجا موقف است يعنى مشعر الحرام است كه توقّف در آن يكى از اعمال واجب حجّ است . نهاوندى در نفحات از جابر روايت كرده است كه پيغمبر در مزدلفه نماز صبح خواند و بر شترش سوار شد تا رسيد بمشعر الحرام مشغول دعا و ذكر شد و متوقّف بود تا هوا روشن شد . مجمع : توقف در مشعر الحرام واجب است چون در آيه امر شده است « كه آنجا مشغول ذكر بشوند » و ذكر كردن بايستى با توقّف باشد . * ( وَاذْكُرُوه كَما هَداكُمْ ) * - 197 فخر براى تكرار جمله‌ى « اذكروا » چند جهت نوشته است كه نتيجه‌ى آن تأكيد لزوم ذكر هست در همه وقت . « 2 » * ( ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ ) * - 198 طبرى : ابن ابى نجيح گفت قبيله‌ى قريش مسئله‌ى حمس بمعنى غيرت و شجاعت را براى خود موجب فخر و برترى درست كردند و با يكديگر گفتند : هيچ كس قدر و مقام ما را ندارد و چون ما در نظر عرب احترام ندارد پس بايد آنچه در جاى ديگر انجام مىدهيم در حرم خوددارى كنيم تا عرب بيشتر ما را احترام كنند . از اين نظر اوّل از وقوف در عرفات هنگام حج خوددارى كردند و گفتند : اين عمل از مراسم حجّ و آداب ابراهيم است امّا مناسب مقام و شخصيّت ما نيست چون ما « حمس » و اهل حرم هستيم بعد بقبائل كه از آنها منشعب شده و در خارج از حرم و مكّه بودند گفتند چون از اولاد ما

--> ( 1 ) با ضمّ قاف و فتح زاى . ( 2 ) و شايد اشاره باشد به اين كه چون هدايت و راهنمائى پيوسته و دائمى است ذكر قلبى شما و ايمان بدل بايستى هميشگى باشد ولى ذكر با زبان بايد در مواقع معيّن انجام شود